خرید بک لینک

مهربان بخوان

برچسب: نویسنده: مریم رضایی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 23:13

مهربان بخوان

برچسب: نویسنده: مریم رضایی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 18:12

مهربان بخوان

برچسب: نویسنده: مریم رضایی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 18:12

سفرت بخیر بانوی مهربان من تو که میروی از این شهر هوای این شهر هم میگیرد... به سبزه ها به پاکیه هوا به درختان سبز قد کشیده همچو سرو به پروانه های رنگارنگ به ساحل صدف باران به آبی بیکران آسمان به سرخی سیبش سبزی بیدش امواج پرخروش دریایش برسان سلام مارا + کاش میشد قد یک سنجاقک کوچک شوم و پرواز کنان بیایم به دنبالت یا که قد یک کتاب جا شوم در چمدانت امیدوارم سفرتون پر از خوشی و شادی و سلامتی و آرامش روحی باشه کتلتارم خوردین به یاد گربه ها باشین :) + به قول خانم گمجشکه هر کس میتواند یک چراغ برای دل تاریک دیگری باشد شب و سفر بخیر چراغ دلم...

برچسب: نویسنده: مریم رضایی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 18:12

خدایا میدانی نوشتن آدم را آرام میکند ولی نمیدانم چرا این روزها قلمم به حرکت در نمی آید حال که مهربان میرود به سرزمین کوه ها و جنگل ها به سرزمین شالیزارها و باغ ها شاید فرصتی باشد که من نیز بروم در خود و این بار به جای سفر رفتن به کیلومترها آن طرف تر در خود سیر کنم شاید فرصتی باشد که صبح ها بیایم زیارت تا اندکی از تلاطم اندرونی این روزهایم کم بشود. شاید بشود این روزها کتاب من زنده ام را خواند شاید بشود این روزها باتو بود با تو خندید و با تو گریه کرد شاید بشود این روزها بنده ی خوبی برایت بود خدایا ختم قرآن هم تمام شد اینقدر انسان های خوب داشتی که حتی جز خود

برچسب: نامه های آسمانی,نامه های آسمانی به شهدا, نویسنده: مریم رضایی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 18:11

گربه ها هم دلتنگ میشوند

وقتی تو قول میدهی که بخوانی مرا اما میدانم وقت نکرده ای :(

برچسب: گربه ها همله,نژاد گربه ها همراه با عکس,رفتار گربه ها با هم,آیا گربه ها هم, میشوند, نویسنده: مریم رضایی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 18:11

در گیر و دار مشغله هایت هستی نوشته های من بی مخاطب شده اند اما ظاهرا تنهایی نویسندگی را قوت میبخشد نمی دانم چقدر کار داری که حتی از روزهای کاری مدرسه هم فراتر رفته است و مرا با خاطراتم تنها گذاشته ای... طوری که باید مهربان را از زیر خروار ها خاطراتم بیرون بکشم. من نیز خود را سرگرم کارهای روزمره کرده تا شاید کم توجهی هایت کمتر آزارم دهد کاش من همان دانش آموز کوچکت بودم و تو همان دبیر مهربان آن روزها و کاش اندکی دیرتر فراموش میشدم... +نوشته های لحظه ایه از روی دلتنگی گذرا که حتما بعدها پاک مشود هم مهربان مهربان است هم گربه گربه

برچسب: نویسنده: مریم رضایی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 18:11

و سلام بر تو باد یا علی ابن موسی الرضا دلم این بار دلتنگ تر از همیشه است...ولی نمیدانم چرا دستم با قلم قهر است و قلم با کاغذ؟! پس ببخش مرا بابت این کلمات در هم ریخته که اینجا صف میکشند... در آمد و شد این روزها چقدر دلم هوای صحن ها و رواق هایت را کرده است چقدر دوست دارم در یکی از صحن هایت پناه بگیرم و نسیمی خنک نوازش کند صورتم را...چقدر دوست دارم بیایم ضریحت را بگیرم و اشک بریزم... خوش به حال مهربان که مهمانت میشود به زودی:) میدانم حسودی بد است اما نباید به آنهایی که دعوتشان میکنی حسودی کرد؟!:) شما که ضامن آهو بودی میشود ضامن من هم باشی؟؟؟!!! :)

برچسب: علیک یا علی ابن موسی الرضا,السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی,السلام عليك یا علی ابن موسی الرضا,السلام علیک یا علی بن موسی الرضا,السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا ع,السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی,السلام عليك ياعلي بن موسي الرضا,آهنگ السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا,متن السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا,دعای السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی, نویسنده: مریم رضایی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 18:07

بالاخره سی امین خاطره هم رقم خورد... سی امین نوشته ای که احتمالا بازهم نمیخوانی اش این روز ها بعد از دیدارها بیشتر دلم میگیرد دلم میگرد که به جای هر روز دیدنت حالا سه چهار ماه یکبار شاید شاید شاید بشود تورا دید... دلم میگیرد وقتی فکر میکنم که وقت برای مدیر بهشتی و معاون و معلم ها و دوستان داری و وقت اما برای من میشود دو ساعت بعد چهار ماه دلم میگیرد از کمرنگ شدن این روزهایم... از کمرنگ شدن این روزهایت...اگرچه تو همان مهربانی و من همان گربه ولی چقدر سخت میشود دیدار های چند ماه به چند ماه را جایگزین دیدار های روزانه کرد... امروز و در این حال بغضی گلویم را میفشارد

برچسب: نویسنده: مریم رضایی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 18:07

صفحه بندی